فرمول طلایی برن هوگارت: آموزش گامبهگام ساختارهای پایه در طراحی سر
در میان تمام موضوعاتی که یک هنرجوی طراحی با آن روبرو میشود، هیچکدام به اندازه «طراحی سر انسان» پیچیده، چالشبرانگیز و فریبنده نیست. طراحی از پرتره برای بسیاری از افراد نه فقط یک چالش هنری، بلکه یک مبارزه و کلنجار دائمی است؛ چرا که سر انسان سرشار از ظرافتهای پنهان در فرم، ساختار و تناسبات است. حتی نقاشان بزرگی مثل رامبراند نیز تا آخرین سالهای عمر خود همچنان در حال کشف ابعاد جدیدی از اسرار چهرۀ انسان بودند.
اما آیا راهی وجود دارد که این فرآیند پیچیده را ساده، منطقی و اصولی کنیم؟
پاسخ این سوال در متد بینظیر برن هوگارت نهفته است. راز موفقیت این روش در یک فرمول طلایی ساده خلاصه میشود: «دیدن سر به عنوان مجموعهای از احجام سهبعدی و هندسی پایه». این همان اسلوب قدرتمندی است که ریشه در نبوغ مجسمهسازان یونان باستان و کالبدشکافیهای استادان رنسانس دارد.
در این مقاله، ما به سراغ اولین و حیاتیترین قدم در این مسیر میرویم. یاد میگیریم که چطور پیچیدگیهای چهره را کنار بزنیم، ساختار زیرین آن را بشناسیم و سر را به تودههای اصلی (جمجمه و صورت) تجزیه کنیم. با درک این فرمهای پایه، شما نه تنها یاد میگیرید که چطور یک پرتره را به صورت دوبعدی بکشید، بلکه توانایی این را پیدا میکنید که سر را در ذهن خود بچرخانید، زاویههای فک و مکعب چانه را بسازید و به طراحیهای خود حجم و عمقی واقعگرایانه ببخشید.
اگر آمادهاید که یکبار برای همیشه بر چالش طراحی پرتره غلبه کنید، در ادامه با کالبدشکافی فرمهای اولیۀ سر همراه ما باشید.
شناخت دو تودۀ اصلی سر
شکل پایه و اولیۀ سر انسان از دو بخش یا تقسیمبندی اصلی تشکیل شده است:
- بخش اول و بزرگتر: محفظۀ تخممرغی شکلِ مغز در جمجمه است که به آن «تودۀ جمجمهای» میگویند.
- بخش دوم و کوچکتر: استوانۀ نیمبرشخورده و مخروطیشکلِ صورت و فک پایین است که به آن «تودۀ صورت» میگویند.


بررسی دقیقتر دو تودۀ اصلی سر
تودۀ جمجمهای
تودۀ جمجمهای کاملاً یکدست، صاف و منظم است؛ در خطوط محیطی کلی آن، با یک گنبد ساده و منحنیشکل روبهرو هستیم.
تودۀ صورت
در مقابل، تودۀ صورت ناهموار، غیریکنواخت و نامنظم است؛ فرمی تا حدودی زاویهدار (با لبههای سخت) و مثلثیشکل دارد.




خط محیطی تودۀ جمجمهای
اگر از نمای جانبی (نیمرخ) به سر نگاه کنیم، تودۀ جمجمهای از بالای برجستگی استخوانیِ لبه کاسۀ چشم به سمت بالا منحنی میشود؛ این برجستگی همان قوس ابرو یا نقاب پیشانی است.
با شروع از فرورفتگی پیشانی در بخش پل بینی، جمجمه از روی پیشانی به سمت طاق کاسۀ سر بالا میرود، سپس در امتداد فرق سر با یک قوس بزرگ به سمت عقب و به سمت پایین متمایل میشود تا به برجستگی پایینی پشت سر (پسِ سر) در پایۀ جمجمه برسد. خط پایۀ جمجمه در ادامه به صورت افقی به سمت جلو حرکت میکند تا به مفصل و لولای فک برسد. از لولای فک، خط محفظۀ مغز به صورت مورب به سمت بالا ادامه مییابد تا دوباره به نقطۀ شروع، یعنی پل بینی متصل شود. این خط، مرز میان دو تودۀ بزرگ سر را تشکیل میدهد: تودۀ جمجمهای در بالا و تودۀ صورت در پایین.

خط محیطی تودۀ صورت
تودۀ صورت از پل بینی و در امتداد خط برجسته و بیرونزدۀ بینی رو به پایین حرکت میکند. در نوک بینی، تودۀ صورت یک چرخش تند و گودافتاده به سمت داخل دارد و سپس با یک انحنا از روی برجستگی دندانها عبور کرده و به برآمدگی تپهمانند چانه میرسد.
از این نقطه، خط محیطی به صورت زاویهدار امتداد مییابد و لبۀ پایینی خط فک را تا زاویۀ فک (گوشۀ فک) بالا میبرد. در اینجا، خط به صورت عمودی و با شیبی تند، مستقیماً به سمت لولای فک در پایۀ سر صعود میکند. خط مرزی که این لولا را به پل بینی متصل میکند، تودۀ صورت را از تودۀ جمجمهای جدا میسازد.

تناسبات و اندازهگیریها
رابطۀ ابعادی و اندازهای بین تودۀ جمجمهای و تودۀ صورت، دو مجموعۀ متفاوت از تناسبات را آشکار میکند:

در یک نمای کاملاً روبهرو، تودۀ جمجمهای و تودۀ صورت تمایل دارند که از نظر اندازه با یکدیگر برابر (مساوی) باشند.

در نمای نیمرخ، تودۀ جمجمهای عملاً دو برابر بزرگتر از تودۀ صورت است.
۳ گام طلایی در آموزش طراحی سر
طراحی تناسبات صحیح از نمای روبهرو
هنگام طراحی سر، برای تجسم و پیادهسازی صحیح این تناسبات، مراحل زیر بسیار جدی و کمککننده هستند:

مرحلۀ ۱
از نمای روبهرو، سر انسان همراه با دو تودۀ بزرگ آن، به وضوح تخممرغی شکل (بیضی) دیده میشود. برای اینکه این فرم را به درستی پایهگذاری کنید، ابتدا خط محیطی بیرونی این شکل بیضیگون را رسم کنید.
مرحلۀ ۲
حالا این شکل سادهشدۀ سر را با رسم یک خط مرکزی عمودی (A-B) که از فرق سر (تاج) تا چانه امتداد دارد، به دو نیمۀ کاملاً مساوی تقسیم کنید.
مرحلۀ ۳
عرض یکی از نیمههای این فرم تخممرغی شکل (C-D) را اندازه بگیرید و آن را با خط مرکز عمودی (A-B) مقایسه کنید. اگر فرم بیضی اولیه را درست کشیده باشید، طول خط عمودی (A-B) باید دقیقاً ۳ برابر طول خط افقی نیمه (C-D) باشد. بنابراین، عرض کل سر (C-E) دقیقاً معادل دوسوم طول آن است. اگر در اولین تلاش، فرم سرتان بیش از حد دراز یا خیلی پهن شد، از این تقسیمبندیهای فضایی استفاده کنید تا دفرمگی و خطاهای ابعادی طرحتان کاملاً برطرف شود.
تقسیمبندی تودههای جمجمهای و صورت
اکنون با استفاده از این فرم تخممرغی شکل (بیضی) به عنوان معیار استاندارد برای نمای روبهروی سر، آن را دوباره رسم کنید. سپس با یک خط افقی (A-B) دقیقاً در حد فاصل میان بالاترین و پایینترین نقطه، آن را به دو نیمه تقسیم کنید.
این خط افقی، اندازه برابر و مساوی دو توده اصلی سر را آشکار میکند: توده جمجمهای در بالا و توده صورت در پایین.
اگر در ادامه این فرم بیضی را با یک خط عمودی (C-D) نیز تقسیم کنید، نقطۀ تلاقی این خط عمودی و افقی (نقطۀ E)، جایگاه دقیق پل بینی را در ناحیۀ میانی سر مشخص میکند.

طراحی تناسبات صحیح در نمای نیمرخ
برای پایهگذاری طرح نمای نیمرخ سر، دو فرم تخممرغی شکل کاملاً هماندازه را در نظر بگیرید و آنها را به صورت متقاطع روی یکدیگر رسم کنید؛ به این صورت که بیضی اول به صورت عمودی و بیضی دوم به صورت افقی قرار بگیرد.
- برآمدگی رو به پایینِ بیضی عمودی، فک پایین را مشخص میکند.
- برآمدگی رو به عقب (عریضترین بخش بیضی افقی)، تبدیل به پشت سر میشود.
توجه داشته باشید که در نمای نیمرخ، ارتفاع (A-B) و عرض (C-D) کل با هم برابر هستند. علاوهبر این، اگر خط عمودی دیگری (E-F) را از لبۀ داخلی بیضی عمودی رو به پایین رسم کنید، خواهید دید که عرض کل (C-D) به سه قسمت کاملاً مساوی تقسیم میشود. در نهایت، اگر بیضی بالایی را به عنوان تودۀ جمجمهای تجسم کنید، به وضوح خواهید دید که تودۀ جمجمهای دو برابر بزرگتر از تودۀ صورت است.

طراحی تودههای جمجمهای و صورت
این سری از طراحیها نشان میدهند که چگونه هنگام ترسیم نماهای دشوار و زوایای متمایل و خاصِ سر، دو تودۀ اصلی را سادهسازی کنیم. آنچه در این مرحلۀ اول از همه مهمتر است، پایهگذاری یک شالودۀ محکم و صحیح است تا بتوان فرمهای کوچکتر را روی آن بنا کرد. جزئیات خاصِ این فرمهای کوچکتر برای مراحل بعدی و ظریفکاریهای نهایی باقی میمانند.
ببینید چطور یک نمای دشوار از سر، تنها با شروع طراحی از طریق جایگذاری اولیۀ دو تودۀ بزرگ، به سادگی حل میشود. به تخت بودن و مسطح بودن بخش زیرین فک و پایۀ جمجمه توجه کنید.




تسلط بر نمای دید به بالا
یکی از چالشبرانگیزترین وضعیتها در طراحی پرتره، زمانی است که سر مدل به سمت بالا متمایل میشود و ما از پایین به چهره نگاه میکنیم. برن هوگارت به خوبی نشان میدهد که چطور فرمول طلایی او در این زاویه نیز گرهگشا است:
- تخت بودن زیر چانه و فک: به بخش هاشورخورده زیر چانه در هر دو تصویر دقت کنید. تجسم این بخش به صورت یک صفحۀ تخت هندسی، مانع از سردرگمی طراح در ترسیم اتصال فک به گردن میشود.
- صفحۀ زیرین جمجمه: در این نما، بخش زیرین پشت سر نیز به صورت یک سطح تخت زاویهدار دیده میشود که به خوبی ساختار استخوانی پایۀ جمجمه را به تصویر میکشد.
- خمیدگی به بالا: خطوط افقی چهره (مانند خط ابرو، بینی و دهان) در این حالت فرمی منحنی و رو به بالا به خود میگیرند که نشاندهندۀ سهبعدی بودن حجم استوانه صورت است.
ساختارهای فرمیِ سر
ساختارهای فرمی، همان بخشهای سخت، استخوانی و اسکلتی سر یا بدن هستند؛ یا بخشهای غضروفی، محکم و انعطافپذیر. این بخشها در واقع چارچوب صلب یا سازههای حمایتی بدن را تشکیل میدهند که تمامی بافتهای نرم، منعطف یا شکلپذیر به آنها وابسته هستند. اکنون که فرم پایۀ دو تودۀ بزرگ سر را تثبیت کردیم، نگاه دقیقتری به ساختارهای فرمی خواهیم داشت؛ همان ساختارهایی که به محفظۀ مغز (جمجمه) و ناحیۀ صورت، ویژگیهای خاص و منحصربهفردشان را میبخشند. خواهیم دید که چگونه تودۀ بالایی تبدیل به یک جمجمه میشود و تودۀ پایینی تبدیل به صورتی همراه با اجزای آن. ما این ساختارها را صرفاً به عنوان بخشهای آناتومیک محض توصیف نخواهیم کرد، بلکه آنها را به عنوان فرمهایی که در طراحی سر کاربرد دارند بررسی میکنیم.
فرمهای جمجمه
اگر جمجمه را با جزئیات بررسی کنیم، تودۀ جمجمهای ظاهری شبیه به یک کلاهخود به خود میگیرد؛ کلاهخودی که در طرفین (شقیقهها) تخت شده و یک نقاب (حفاظ) کوتاه و ضخیم در جلو آن بیرون زده است. این کلاهخود از پنج فرمِ به هم جوشخورده تشکیل شده است:

- در منحنی جلویی این گنبد، پوستۀ پیشانی (استخوان پیشانی) را میبینیم که تا ناحیۀ میانی فرق سر بالا میرود.
- در بالا، قله یا طاق گنبد (استخوان آهیانه) را میبینیم که تا حدودی بخش بالایی، طرفین و پشت سر را میپوشاند.
- در پشت، برجستگی عقبی سر (استخوان پسسری) را میبینیم که پایه جمجمه را در بر میگیرد.
- در دیوارۀ جانبی جمجمه، دیوارۀ کمی مقعر و فرورفتۀ شقیقه (استخوان گیجگاهی) را مشاهده میکنیم.
- در ناحیۀ جلویی و پایینی، نقاب سنگین استخوان ابرو (قوس ابرو) را میبینیم. این برجستگی در واقع ادامۀ استخوان پیشانی است، اما تجسم آن به عنوان یک فرم مجزا [در طراحی] بسیار مفید است.

یک تمرین کاربردی: وقتی به پرترۀ یک مدل نگاه میکنید، سعی کنید به جای دیدن پوست و گوشت، این ۵ صفحۀ استخوانی اصلی را روی سر او تجسم کنید. تشخیص مرز بین استخوان پیشانی و دیوارۀ شقیقه به شما کمک میکند سایۀ مرزهای دقیقتری روی پیشانی طراحیتان ایجاد کنید.
چهار نمای نزدیک از جمجمه
در این نماهای نزدیک، مشاهده کنید که چگونه پنج فرمِ به هم جوشخوردۀ جمجمه خود را نشان میدهند.

قلۀ سر خط محیطی (کانتور) ظریف اما متمایز خود را دارد؛ همراه با فرورفتگیهای بسیار ملایمی در نقاطی که این پنج فرم به یکدیگر متصل میشوند.

برجستگی پشت سر تا حدودی فرم قویتر و ضخیمتری نسبت به قلۀ سر دارد. لبۀ بالایی این برجستگیِ پشتی، همتراز با پلک بالایی چشم قرار میگیرد.

دیوارۀ شقیقه انحنایی رو به داخل (فرورفته) دارد.

نقاب ابرو یک فرم قدرتمند و رو به جلو (بیرونزده) است که به ویژه در نمای سهرخ از روبرو کاملاً مشهود و قابل توجه است.